اکثرا قبل از اینکه به وبلاگ خودم سر بزنم یه سری وبلاگارو که قبولشون دارم یا قلمشون رو دوست دارم می خونم.همین کار باعث می شه تو شصت درصد موارد از اون چیزی که خودم می خواستم در موردش بنویسم پشیمون بشم حالا چرا؟
خیلی وقت ها دغدغه ای داشتم ناراحتی ای دردی رنجی یا اصلا شادیه خاص و قابل ذکری ولی وقتی می بینم و می خونم مردمم چه دغدغه هایی دارن یا چه اتفاقاتی سر راهشون قرار گرفته ناخودآگاه دیگه دستم به نوشتن نمی ره. نه اینکه فکر کنید خودمو مقایسه می کنم نه هیچ وقت... ولی یه وقتی به خودم میام که انقدر غرق موضوعات نوشته های دیگران شدم که ماله خودم به کل یادم رفته و با خوندن اون مطالب دنیای دیگه ای به روم باز می شه و کلی مجبور به تفکر می شم.
به نظرم خوندن و استفاده از تجربه های دیگران خیلی به آدم کمک می کنه و این خیلی برام ارزشمنده..برا همین هم سخت وبلاگی برام قابلیت اینو پیدا می کنه که دوباره بهش سر بزنم.
دلیل اینکه قسمت دوستان رو سرو سامون نمی دم هم همینه.دارم اول تو ذهنم یه لیست تهیه می کنم که هر وقت مطمئن شدم برای همیشه قابلیت خوندن دارن بزارمشون این گوشه.
صداقت و صراحت آدما تو وبلاگاشون خیلی قشنگه.خیلی...
---- مدتیه موسیقی و گوش دادن به اون دنیامو زیرو رو کرده...عطشیه که جوابگوی سیراب شدنش نیستم.پس هرگونه پیشنهادی در زمینه موسیقی مورد علاقه خودتون رو ازم دریغ نکنین
---- دلم برای حال و هوای دانشگاه به خصوص دوستان و هم کلاسی ها خیلی تنگ شده.بچه ها کسی از این ورا رد می شه خبر بده
سلام.
وبلاگ منم دیدی یعنی؟
منظورت بچه های دانشگاه بود یا مه که خبر بدیم
شما که قدمت روی چشم.
سهلامـــــــــــــــ لیلی....
بیا خونمون که یه خبراییه........
فکر می کنم یه تمرینیه برای صراحت و صداقت در اصل زندگی :)
دقیقا همینطوره.اینجوری راحت تر تو جامعه از افکارمون صحبت می کنیم .بی هیچ ترسی از نقد شدن
باز عکس خال و ابرو می کشم.
یکصد و ده مرتبه هو میکشم.
بس که از عشق علی سر گشته ام.
عاقلان گویند کافر گشته ام.
مادرم می گفت ذکر هو بگیر.
یا علی گو دست بر زانو بگیر.
یا علی از جا بلندت می کند.
در دو دنیا سر بندت می کند.
عاشقان عیدتان مبارک باد.